سلام

واسه این اپ کسیو خبر نمیکنم اصلا مگه من باید خبرتون کنم تا بیاین

هر کی واقعا من براش مهمم خودش میاد

اصلا چرا من براتون مهم باشم

به قول یکی تو نباشی یا بمیری میریم وب دیگه راستم میگه

امروز روز اخر مدرسه بود با دین وزندگی شروع شد با ادبیات تموم شد

حالا این وسط چند میگیریم و چی میشه رو خدا بهتر میدونه من فقط همینو میدونم که گند زدم

بعد تموم شدن امتحان اکثر بچه ها دور هم جمع شدیم واسه بلوتوث کردن و تعریف و عکس گرفتن البته

من گوشیم نبرده  بودم

شبم تولد دعوتم تولد فاطی جون اونم تو پارک چه کیفی بده بهمون

بعد امتحان و گزراندن سختی های زیاد یکم شادی نیازه

اها از امتحان شیمی بگم که هنوز معلوم نیست و فعلا مدیر وبقیه تو اداره در حال پیگیری هستن و به

خودمونم اجازه نمیدن بریم

دیگه از چی بگم

از خودم؟از اینکه میگفتن استرس و نگرانیت مال امتحانه از جایی که هنوزم همون حس رو دارم پس مال

چیز دیگست

باید به دنبال علت بگردم؟چیزی که منو ناراحت کرده؟علتش که مشخصه دردم از...

اصلا چرا باید حرفامو تو دنیایی بزنم که برا کسی مهم نیست

اصلا از زمونشه همه اینجورین اینقد که خودشون براشون مهمه دیگران نیستن

اون دنیا جواب خدا که ازتون دل پاک و وفا عدل میخواد میخواین چی بدین؟(باهمه نیستم)

عجب روزگاریه خدا نمیخوای تمومش کنی؟نمیخوای اخرین ذخیره خودتو بفرستی؟

خدایا باور کن بسه نه من خیلی های دیگم هستن که خسته شدن پس تمومش کن خداجونم تمومش

کن عزیزم